اگر در تولید محتوا مداومت لازم را ندارید، حتما دچار این موارد شدهاید
مداومت در تولید محتوا برای خیلیها یک آرزوست؛ شروع میکنند، چند هفته جلو میروند، بعد ناگهان همه چیز متوقف میشود. دلیلش هم فقط «بیحوصلگی» نیست. مجموعهای از عوامل ذهنی، ساختاری و حتی محیطی دستبهدست هم میدهند تا آدم سراغ کارهای دیگر برود و محتوا را بگذارد ته صف.
در این مقاله سراغ ۱۰ دلیل اصلی میرویم؛ دلایلی که رایجتر هستند و حتما شما دچار یک یا چند مورد از آن هستید.
۱. اولویتبندی نادرست کارها
مشکل خیلیها این نیست که وقت ندارند؛ مشکل این است که تولید محتوا را «کارِ فوری» نمیبینند.
در نتیجه همیشه در کنار کارهای دیگرِ روزمره گم میشود: جواب دادن به مشتری، کارهای مالی، پیگیری سفارشات و… و محتوا میشود کاری که «وقتی وقت شد» انجام میدهیم؛ و خب معمولاً هیچوقت وقت نمیشود.
راهکار: محتوا را تبدیل به یک وظیفه استراتژیک کن. یعنی یک زمان مشخص و غیرقابللغو در هفته برایش داشته باش. مثلا قرار بگذار دوشنبهها از ساعت ۹ تا ۱۰ فقط تولید محتوا کنی. حتی اگر کار مهمتری هم باشد، این قرار جابهجا نشود.
خیلی از برندهای موفق «روز تولید محتوا» دارند؛ نه اینکه هر روز دنبال زمان مناسب بگردند.
۲. بزرگنمایی فرآیند تولید محتوا
خیلیها از محتوا ساختن نمیترسند؛ از «تصوری که از محتوا ساختن دارند» میترسند. در ذهنشان تولید محتوا یعنی یک کار سخت، با تجهیزات پیچیده، ادیتهای سنگین و خروجیهایی که باید کاملاً بینقص باشند. همین ذهنیت، شروع کار را سخت میکند.
راهکار: محتوا را تا جایی که میشود ساده کن. ویدئویی که صرفاً یک نکته کاربردی را در ۳۰ ثانیه توضیح میدهد یا مقالهای فقط 500 کلمه دارد بسیار مؤثرتر از یک ویدئوی پرزرقوبرق و مقاله 4000 کلمهای اما منتشرنشده است.
گری واینرچاک میگوید: «خلق نکن؛ ثبت کن.» یعنی لازم نیست چیزی را از صفر بسازی؛ فقط آنچه هست را نشان بده.
۳. کمبود ایدههای محتوایی
کمبود ایده معمولاً بهخاطر نبود یک سیستم برای جمعآوری ایدههاست. اگر ایدهها را به حال خود بگذاری، طبیعی است که بعد از چند پست، ذهن خالی شود.
راهکار: ایدهها را از منابع واقعی بگیر. این منابع چه چیزهایی هستند؟
- پرسشهای مشتریان ( از اطرافیان، کامنتها، جستجوهای کاربران گوگل و...)
- باورهای غلط حوزه کاری
- اشتباهات رایج در استفاده محصول یا نوع کاربرد
- پشتصحنههای کار
- تجربههای شخصی
هر سوالی که مشتری میپرسد، یک محتوای مستقل است. به همین سادگی. بنابراین همیشه یک دفترچه یا نوت موبایل برای ذخیره فوری ایدهها داشته باش.
۴. انتظار نتیجه سریع و ناامیدی زودهنگام
یکی از بزرگترین دلایل توقف محتوا این است که افراد انتظار دارند خیلی سریع دیده شوند. اما محتوا اثر تجمعی دارد؛ یعنی نتیجه ۳۰ پست را شاید در پستهای ۳۱ تا ۵۰ ببینی. اصلا تفاوت بازاریابی محتوایی و تبلیغات در همین است. تبلیغات یک محتوای زودبازده و فروشنده است که در مدت کوتاهی منقضی میشود اما بازاریابی محتوایی، شامل محتواهای آگاهیبخش بوده و معمولا در میانمدت و بلندمدت جواب میدهد.
برای رفع این مشکل کافی است معیار نتیجه را تغییر بدهی. مثلا بهجای رشد فالوور، میزان «انتشار منظم» را بسنج. مثلا هدف ماهانه میتواند ۱۲ محتوا باشد، نه رسیدن به ۱۰۰۰ فالوور.
نکته قابل توجه اینکه الگوریتمها معمولاً به پیجهایی جایزه میدهند که الگویی «قابلپیشبینی» دارند، نه صفحاتی که گاهی پست میگذارند و گاهی نه.
۵. مقایسه خود با دیگران
مقایسه باعث میشود آدم فکر کند «پس من چرا به اندازه آنها خوب نیستم؟» در حالیکه معمولاً آن صفحاتی که با آنها مقایسه میکنیم، سالها جلوترند.
برای حل این مشکل باید مقایسه را با نسخه قبلی خودت انجام بدهی. مثلا اگر امروز یک ویدئوی بهتر از ویدئوی سهماه پیش ساختی، دقیقاً در مسیر رشد هستی.
مقایسه فقط باید الهامبخش باشد، نه مایوسکننده.
۶. نداشتن برنامه و تقویم محتوایی
وقتی ندانی قرار است چه محتوایی منتشر کنی، مغز همیشه درگیر است و تولید محتوا تبدیل به کاری اضطرابی میشود. تقویم محتوایی استرس را بهشکل چشمگیری کم میکند.
یک تقویم ۳۰روزه ساده طراحی کن و در آن مشخص کن:
- چه روزی پست؟
- چه فرمتی؟
- چه موضوعی؟
مثلا شنبه: یک نکته کوتاه آموزشی
سهشنبه: ویدئوی ۳۰ ثانیهای
پنجشنبه: پاسخ به یک سوال مشتری
تقویم محتوایی الزام نیست؛ کمک است. اما همان کمک کوچک، تفاوت بزرگی میسازد.
۷. کمالگرایی
کمالگرایی یکی از جدیترین موانع تولید محتواست. «این هنوز خوب نیست»، «کیفیت تصویر بهتر باشد»، «لحن باید رسمیتر باشد»… و نتیجه اینکه هیچچیز منتشر نمیشود.
سث گادین میگوید: «محتوای خوب منتشرشده، بهتر از محتوای عالی منتشرنشده است.»
راه حل آن تلاش برای انتشار نسخههای ۸۰ درصدی است. یعنی محتوای شما اگر به میزان 80 درصد، قابل قبول بود آن را منتشر کن.
.
۸. نداشتن سیستم ساده برای تولید محتوا
وقتی تولید محتوا هر بار از صفر شروع شود، انرژی زیادی مصرف میکند و ذهن بهمرور مقاومت نشان میدهد. سیستم یعنی مسیر ثابت و قابلتکرار.
راهکار این مشکل ایجاد یک گردش کار ثابت است. گردش کاری که ذهن شما مراحل آن را به راحتی ذخیره کرده و برای اجرای آن توجیه شود.
بازنشر → انتشار → ادیت سبک → ضبط سریع → نوشتن نکات اصلی → ایده
مثلا یک روز در هفته مخصوص فقط ضبط چند محتوای کوتاه باشد؛ ادیت و انتشار در روزهای دیگر. برندهای بزرگ معمولاً «Batch Production» یا تولید دستهای دارند. همین تکنیک باعث میشود مداومت آسانتر شود.
۹. ترس از قضاوت
ترس از اینکه «دیگران چه فکری میکنند؟» یکی از نادیدهترین اما قویترین موانع است. آدمها فکر میکنند اگر یک جمله اشتباه بگویند یا نور ویدئویشان خوب نباشد، قضاوت میشوند. باید بپذیرید که محتوا را برای مخاطب واقعی بسازید، نه برای منتقد خیالی.
اگر یک ویدئوی ساده واقعاً یک نفر را کمک کند، ارزشش از ده نقد احتمالی بیشتر است. همیشه کسی وجود دارد که نقد کند، حتی اگر کامل باشی. پس هرچه هست را انتشار بده.
۱۰. ضعف مهارتی در ضبط، بیان یا ادیت
گاهی مشکل اصلاً ذهنی نیست؛ مهارت فنی کافی وجود ندارد و همین باعث عقبانداختن کار میشود.
چکار کنیم؟ تلاش برای ارتقای مهارتهای کوچک اما مداوم.
مثلا این هفته فقط یاد بگیر چطور یک ترنزیشن ساده بزنی. هفته بعد تمرکز روی تنظیم نور.
یکی از رازهای پیشرفت، یادگیری بهاندازه نیاز است؛ نه تلاش برای تبدیل شدن به یک فیلمساز حرفهای.
مواردی که وارد لیست 10تایی نشدند
چند دلیل دیگر هم وجود دارند که مؤثرند اما در لیست کلی، اولویت پایینتری داشتند:
- نبود ابزار یا محیط مناسب (نور، صدا، مکان ضبط). وقتی محل خاصی را برای ضبط ویدیو در نظر بگیری، کاملا حس میکنی که انگیزه بالاتری برای کار محتوایی داری.
- مصرف زیاد محتوا و تولید کم باعث میشود فضای دیجیتال را اشباع ببینی و برای تولید محتوای جدید رغبتی نداشته باشی.
- نبود بازخورد اولیه توسط مخاطبان باعث کاهش انگیزه تولیدکننده محتوا میشود.
- خستگی ذهنی و انرژی پایین هم از دلایلی است که مربوط به شخص تولید کننده محتواست.
- نبود هدف دقیق از تولید محتوا باعث سردرگمی خواهد شد. وقتی هدفی نباشد، معیار اندازهگیری نیست و در اینصورت هیچ وقت خود را در جایگاه مناسب نمیبینید.
- نداشتن معیار سنجش رشد یا همان kpi
حتی یکی از این موارد هم میتواند مداومت را سخت کند، اما با شناخت دلایل اصلی و داشتن یک سیستم ساده، مداومت تبدیل به کاری قابلانجام میشود؛ نه چالشی طاقتفرسا.
دیدگاه خود را بنویسید