از سال 96 وارد حوزه بازاریابی و اختصاصا بازاریابی محتوایی شدم
اما انقدر ساده شروع نشد و ساده نگذشت...
من یوسف مومن زاده متولد 1370 هستم. از مقطع راهنمایی به پول درآوردن علاقه داشتم و دوست داشتم سر کار بروم و کارهای مختلف را تجربه کنم. هم کارگریِ سر چهارراه را تجربه کردم و هم فروشندگی کالاهای مختلف; هم سرپرستی کارگاه و کارخانه و هم صاحب کسبوکار شخصی بودهام.
سال 86 وقتی برادرم یک کافهتریا داشت برای اولین بار، مدیریت چند ساعته یک کسب و کار را تجربه کردم و همان تجربه، علاقه من را به کاسبی و بازار چند برابر کرد. همین باعث شد که یکی دو سال بعد، مجددا با ذوق و علاقه، در مغازه لباسفروشی مشغول به کار شوم.
کار در آن مغازه باعث شد که تا حد زیادی اعتماد به نفس من در مدیریت یک کسبوکار شکل بگیرد و اطرافیان هم اعتماد قابل توجهی به نحوه کار من داشته باشند.
اما در همان سالها اشتباهی مرتکب شدم که من را چند سال از روند کاری که در انتظار من بود دور کرد. اشتباهی تکراری اما مرسوم برای همه جوانها.
سال 99 در کنکور دومی که شرکت کردم قبول شدم. در رشتهای که هیچ ذهنیتی درباره آن نداشتم و در شهری که تا آن زمان اسم آن را نشنیده بودم. مهندسی کشاورزی - آب دانشگاه بیرجند.
درست است که آن 4سال دانشجویی را با هیچ دورهای عوض نمیکنم اما شاید اگر در آن مقطع تصمیم منطقیتری میگرفتم نتیجه دیگری برایم رقم میخورد.
اما کجا به حوزه مارکتینگ علاقهمند شدم؟
سال 94 که در یک کارگاه فرآوری سبزیجات به عنوان سرپرست، مشغول به کار شدم کتابی خواندم به اسم مُسری با موضوع بازاریابی ویروسی. هنوز هم فکر میکنم جزو بهترین کتابهایی است که در این زمینه خواندهام و پیشنهاد میکنم حتما آن را مطالعه کنید. جذابیتی که از خواندن این کتاب، حس کردم باعث شد که بیشتر در این زمینه عمیق شوم.
کتابخوانیها شروع شد. معتاد شده بودم و اوقات فراغت بدون کتاب برایم معنا نداشت. معمولا کتابهایی در زمینه کسبوکار، فروش و موفقیت میخواندم. دوران خدمت سربازی، اوج این خواندنها بود. سر پست، همیشه برنامههای اقتصادی تلویزیون را میدیدم و کتابهایی که میخریدم را پشت سرهم درو میکردم.
همان سالها، اینستاگرام، تازه مد شده بود و همان مدت، تازه با حوزه بازاریابی محتوایی آشنا شده بودم. از قضا یک پیج برای یکی از برادرانم که در زمینه زنبورداری فعالیت میکرد راهاندازی کردیم و با مدتی کار محتوایی روی آن توانستیم دنبالکنندگان آن را به عدد قابل توجهی برسانیم. این تجربه کار محتوایی باعث شد که به صورت تخصصیتر در حوزه محتوا فعالیت کنم. دورههای مختلفی در زمینه بازاریابی محتوایی و کپیرایتینگ شرکت کردم و منابع زیادی درباره این موضوعات مطالعه کردم.
اما هرچه بیشتر یاد میگرفتم بیشتر دچار سندروم یادگیری بیقرار میشدم. هرچه میگذشت بیشتر حس میکردم که نمیدانم و تلاش میکردم درباره نادانستهها تحقیق کنم. در این بین، شروع به انجام کار عملی برای کسبوکارها، هم به صورت اجرایی و هم به صورت مشاوره، کردم.
تا همین لحظه، با همه چالشهایی که در زندگی کاری داشتم، معتقد هستم که مسیر درستی را پیش گرفتم. مسیری که در اثر آن، پیشرفت جامعه و همنوعانم رقم میخورد و این همان چیزی است که از زندگی میخواستم.
در این چند هفته، مشغول تحقیق و ایدهپردازی در مورد گیمیفیکیشن در فضای کسبوکار هستم و خیلی ذوق دارم که هرچه زودتر مطالبم را با عزیزانم به اشتراک بگذارم.
حتما مطالب سایت را مطالعه کنید چون چکیده همه چیزهایی است که در این سالها یاد گرفتهام.